يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

212

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

خراب گشته درون كوه درآمده - جلال خان برادر ملك قدّو مذكور و سران ديگر چنانچه احمد خان و ملك فخر الدين و ملك على « 1 » و اقارب ايشان به تمام با جمعيت سوار و پيادهء خويش در قلعهء اندور « 2 » جمع گشتند - چون ملك سرور الملك نزديك قلعهء مذكور نزول كرد طاقت نتوانستند « 3 » آورد - ذكر اصلاح در ميان آوردند بدين نمط « 4 » كه مال بر طريق گروگان در حضرت فرستند - هم برين قرار مال و محصول و گروگان ستده ملك سرور الملك با لشكرها طرف شهر مراجعت كرد - همچنان خبر رسانيدند در ماه « 5 » ذى القعده سنة المذكور كه جسرتهه كهوكهر قصبهء كلانور محصّر كرده - ملك الشرق ملك « 6 » سكندر تحفه امير لوهور براى يارى دهي طرف كلانور برفت « 7 » - جسرتهه مذكور حصار كلانور را گذاشته چند گروهى پيش آمد - ميان او و ملك سكندر محاربه شد - بتقدير اللّه تعالى جسرتهه غالب آمد - لشكر ملك سكندر را انهزام افتاد - ملك سكندر با لشكر خويش بازگشته در لوهور رفت - جسرتهه مذكور باز ميان كلانور شده در حدّ جالندهر آب بياه را عبره كرده تاخت - حصار جالندهر محكم بود آفتى « 8 » رسانيدن نتوانست - مردم حوالى را اسير و دستگير كرده باز سمت كلانور شد - باستماع اين خبر بندگئ رايات اعلى بجانب مجلس عالي زيركخان امير سامانه و اسلام خان امير « 9 » سرهند فرمان فرستاد تا لشكرهاى خويش ساخته كرده « 10 » يارى دهئ ملك الشرق ملك سكندر « 11 » كنند - پيش از آنكه لشكرهاى ايشان سراپرده « 12 » طرف شهر ميمون

--> ( 1 ) M . و ملك اقارب ايشان ( 2 ) Elliot , vol . IV . , p . 66 , says fort of Alwar . . اندور All three MSS . has ( 3 ) M . نتوانست آورد ( 4 ) M . برين شرط ( 5 ) M . omits ماه ( 6 ) B . ملك الشرق سكندر ( 7 ) M . كلانور ميرفت ( 8 ) M . and B . اكفتى ( 9 ) B . and M . سيهرند ( 10 ) B . ساخته يارى ( 11 ) B . omits ملك ( 12 ) M . سربرده